سفارش تبلیغ
صبا ویژن

دنیای بازیگران

نظر

ترلان پروانه (زاده 18 تیر 1377 در شیراز) بازیگر نوجوان اهل ایران است. ترلان پروانه در شهر شیراز بدنیا و در خانواده ای فرهنگی و هنرمند آمد، کارش از سه سالگی و با بازی در تیزرهای تبلیغاتی شروع شد.

ترلان پروانه
زمینه فعالیت : سینما و تلویزیون
تولد : 18 تیر 1377 (17 سال) شیراز
ملیت : ایرانی
پیشه : بازیگر


ترلان پروانه (زاده 18 تیر 1377 در شیراز) بازیگر نوجوان اهل ایران است.

زندگی ترلان پروانه
در شهر شیراز و در خانواده ای فرهنگی و هنرمند بدنیا  آمد، کارش از سه سالگی و با بازی در تیزرهای تبلیغاتی شروع شد و خیلی زود هم جذب برنامه های آموزشی شبکه جام جم و شبکه یک سیما شد.

بعد از بازی در مجموعه های تلویزیونی خوش غیرت، جایزه بزرگ، 101 راه برای ذله کردن پدر و مادرها و شبی از شب ها در سال 1383، در سال 1384 در پنج فیلم دغدغه، بالابند، زن بدلی، مادر صدامو می شنوی و چپ دست بازی کرد و رسما وارد سینما شد و حالا، در حالی که در سن نوجوانی است، بیش از شصت فیلم و سریال و تله فیلم را در کارنامه دارد. او در جشنواره فیلم کودک و نوجوان به خاطر بازی در فیلم «آهوی پیشونی سفید» برنده «پروانه زرین» به عنوان بهترین بازیگر دختر شد. با این بازیگر جوان اما پرتجربه گفتگویی داشته ایم که در زیر میخوانید.

 

مصاحبه با ترلان پروانه

«بازیگر نوجوان پیشکسوت» هم از آن واژه هایی است که به کار بردنش کمی سخت است اما بازیگری که از خردسالی تا پیش از دوران جوانی حدود 60 بازی در آثار هنرهای نمایشی داشته یعنی یک عمر 15 ساله در بازیگری که برای دیگر بازیگران به طور معمول از جوانی تا میانسالی و یا حتی کهنسالی شکل می گیرد.

«ترلان پروانه» یک بازیگر نوجوان پیشکسوت است و از زمانی که 3-4 سال داشت دل بسیاری از خانواده ها را با شیرین زبانی و موهای فرفری اش ربوده بود. او که برای شروع کار تبلیغاتی تنها 3 سال داشت امروز توانسته با گذر از فیلم ها و سریال هایی پرشمار به جایگاهی برسد که دست به انتخاب زده و راه حرفه ای خود را هموار سازد.

ترلان پروانه کودک با یاوری پدر مهندس و مادر مدیرش پله های پیشرفت و پرکاری و هدفمندی را در نقش آفرینی طی کرد و به بازیگری پخته در آغاز جوانی رسید؛ همان راهی که بازیگران حرفه ای دنیا با هدفی مشخص از کودکی یا نوجوانی آغاز می کنند و در ابتدای جوانی به مهارت حرفه ای دست می یابند، هرچند ترلان پروانه در جغرافیایی به سر می برد که برنامه و آتیه و هدف خیلی جدی نیست، اگر نه او امروز باید پس از یک و نیم دهه بازیگری مداوم می توانست نقش «اوفلیا» را در تئاتر بازی کند.

کارنامه ترلان پروانه چیده شده است با آثار سینمایی همچون «به خاطر پونه، نصف مال من نصف مال تو، آهوی پیشونی سفید، رویای آخر، چپ دست، زن بدلی، زندگی مشترک آقای محمودی و بانو، شیفت شب، مردن به وقت شهریور و...»، سریال ها تلویزیونی «بچه های خیابان، خوش غیرت، زیر تیغ، گذر از رنج ها، سرزمین کهن، تا ثریا، شاید برای شما هم اتفاق بیافتد، شبی از شب ها، 101 راه برای ذله کردن پدر و مادرها و...» و یک تئاتر با عنوان «ادیب».

در آستانه گذار از نوجوانی به جوانی پروانه ای که یک پروانه زرین از جشنواره اصفهان برای «آهوی پیشانی سفید» هم دارد، به سراغش می رویم تا ببینیم برای بچه های علاقه مند و خانواده ایشان چه تحفه ای دارد.

بسیاری از بازیگران با مدار دانشگاهی و تجربه تئاتر و رابطه های آنچنانی و پول های هنگفت هم نمی توانند چند فیلم بازی کنند. حضور در این عرصه آن هم از 3 سالگی به چیزی جز شانس بستگی دارد؟
با کمال احترام من با قسمتی از سوال موافق نیستم اما در پاسخ به شما باید بگویم که این حضور به مجموعه ای از عوامل بستگی دارد؛ اول از همه لطف خداوند و حمایت مردم عزیز کشورم و بعد انتخاب های صحیح که غیر از کمک و هدایت خانواده و بزرگان و اساتید سینما امکان پذیر نبود و صدالبته صبوری و مسئولیت پذیری و اولویت بندی دقیق در انجام کارها.

در پایتخت با امکانات گسترده هم رسیدن به بازیگری برای برخی دست نیافتنی است. کودکی خردسال در شیراز چگونه به چشم سینما آمد؟
من در شهر زیبا و پر از مهر شیراز به دنیا آمدم و بلافاصله به دلیل دانشگاه پدر و مادرم به تهران آمدیم.

چقدر از این موفقیت به زیبایی و تفاوت چهره شما با دیگر بچه های بازیگر بر می گردد؟
به نظر من زیبایی نسبی است. چه بسا بازیگرانی که در دنیا مشغول بازی حرفه ای هستند و زیبایی چندانی ندارند. زیبایی تا حدی تاثیرگذار هست اما بقیه به ذات و اصل هر کس و چگونگی اجرای نقش باز می گردد.

طبیعی است که در آغاز با حمایت خانواده پیش رفتید. از چه سالی بازیگری دغدغه شخصی ترلان پروانه شد؟
همان طور که می دانید از سن خیلی کم شروع کردم اما از همان ابتدا این شانس را داشتم که با گروه های حرفه ای کار کنم و این باعث شد که این کار از ابتدا برایم جدی شود اما هرچه بزرگ تر شدم، دیدم نگاهم تغییر کرده است؛ تا حدی که این چند سال اخیر با وسواس بیشتر کارهایم را انتخاب می کنم.

از زمانی که با انگیزه ادامه دادید، انتخاب فیلمنامه با خودتان بود یا همچنان با پدر و مادر؟
صددرصد با خانواده و بزرگان سینما مشورت می کنم اما تصمیم گیری نهایی با خودم است.

از 3 سالگی تا امروز که 17 ساله اید، حدود 60 بازی در آثار هنرهای نمایشی دارید، یعنی به اندازه کارنامه یک هنرپیشه میانسال و پیشکسوت. از این کارنامه رضایت دارید؟
برای یک بازیگر همیشه خود مسیر اهمیت دارد. با نگاهی به کارهایم از نحوه اجرای نقش خودم راضی هستم. شاید در برخی موارد از انتخاب نقش و نتیجه کار راضی نبودم.

چرا بیشتر آثار کارنامه شما تجاری است؟
من با سوال شما موافق نیستم. به ویژه در سال های اخیر که با وسواس کارهایم را انتخاب می کنم و حتی شده ساعت ها نقش را آنالیز کرده و در مورد آن با کارگردان صحبت می کنم.

برای کودکان و نوجوانان شاید جالب باشد که دختری با حدود 15 سال بازیگری مداوم چگونه به درس و مدرسه و زندگی اش می رسد؟
با برنامه ریزی دقیق. هرچند خیلی سخت به همه کارها می رسم و شاید تصورش برای نوجوان و جوان هم سن من سخت باشد. خیلی وقت ها باید بسیاری از کارها و تفریح و حتی درس را مدتی کنار بگذارم چون پروژه هایی هست که به طور کامل درگیر می شوم اما بعد از تمام شدن پروژه باید بیشتر از بقیه برای کارهای دیگرم وقت بگذارم.

برنامه ای برای ادامه تحصیل در رشته بازیگری دارید با به رشته دیگری فکر می کنید؟
بله... به امید خدا در حال خواندن هستم.

آیا قرار است بازیگری به عنوان شغل اول و حرفه ای شما در آینده هم ادامه یابد؟
بله... بی شک... با حمایت مردم عزیز.

در 15 سال گذشته چه رازی برای موفقیت در کار به دست آوردید که می توانید به نوجوان های علاقه مند هدیه کنید؟
راز؟! پیش از این هم اشاره کردم: برنامه ریزی دقیق، داشتن هدف، توجه به انتخاب مسیر درست برای رسیدن به هدف، حتی توجه به تفریح به اندازه و به جا. 

  فیلم های سینمایی:

درنا، دخترآهو          
شیفت شب       
مردن به وقت شهریور   
زندگی مشترک آقای محمودی و بانو    
به خاطر پونه    
بی خداحافظی          
دفتر نخست آهوی پیشونی سفید {اختاپوس}
انسان‌ها    
خروس بی محل           
نصف مال من، نصف مال تو          
پاپیتال     بازیگر          
عاشق         
چپ دست         
مادر صدامو می‌شنوی          
زن بدلی   
بالا بلند             
دغدغه        

مجموعه‌های تلویزیون:

سرزمین کهن
گذر از رنج‌ها 
تا ثریا 
ارمغان تاریکی 
ملکوت  
قاب‌های خالی 
زیر تیغ  
بی مقدمه
داوری    
مسافری از گرونگول  
شبی از شب‌ها 
101 راه برای ذله کردن پدرها و مادرها    
خوش غیرت  
جایزه بزرگ 

مجموعه‌های قسمت به قسمت (اپیزودیک):

شاید برای شما اتفاق بیفتد (فریب)

تله فیلم:

روزهای آخِر اسفند

شبکه نمایش خانگی:

فیلم ویدیویی زاپاس (فیلم ویدیویی)    

دیگر آثار:

تئاتر ادیب (فرانسوی)   
فیلم ویدئویی باغ آلوچه

 

مستند:
ابوریحان

 

مجموعه‌های‌اینترنتی:

سریال‌اینترنتی‌نفوذ  


 


نظر

افسانه بایگان
زمینه فعالیت : سینما، تلویزیون و تئاتر
تولد : 1340 تهران
محل زندگی : تهران
ملیت : ایران
پیشه : هنرپیشه
سال‌های فعالیت : 1364 - تاکنون
همسر : مصطفی شایسته
فرزندان : امیرعلی

افسانه بایگان (زاده 1340 در تهران) هنرپیشه ایرانی است.

افسانه بایگان حضور جلوی دوربین را از سال 1351 با فیلم کوتاه «بوق» کاری از «علی علیزاده» تجربه کرد. فعالیت حرفه‌ای خود را با مجموعه تلویزیونی «سربداران» به کارگردانی «محمدعلی نجفی» و همچنین بازی در سینما را از سال 1364 با فیلم «گمشده» به کارگردانی «مهدی صباغ زاده» آغاز کرد. فضل‌الله بایگان کارگردان سینما و تئاتر عموی اوست.

زندگی‌نامه افسانه بایگان
افسانه بایگان در یازده سالگی در فیلم کوتاه «بوق» به ایفای نقش پرداخت؛ ولی فعالیتش در سینما و تلویزیون را در سال 1363 با بازی در مجموعه تلویزیونی پر بیننده? «سربداران» آغاز کرد. یک سال بعد نخستین نقش سینمایی اش را در فیلم «گمشده» به کارگردانی مهدی صباغزاده در سال 1364 به دست آورد و به یکی از پرکارترین بازیگران زن سینمای ایران و سوپراستار در دهه? شصت تبدیل شد. دومین دختر شایسته ایران افسانه بایگان، زمانی که شانزده ساله بود در این مسابقه شرکت کرد و نفر دوم شد. در آن سال، جلوه پالیزبان، فینالیست کرمانشاهی، به عنوان دختر شایسته ایران برگزیده شد. در این مراسم رسم بر این بود که دختر شایسته سال گذشته، شنل مخصوص را بر دوش دختر شایسته جدید می‌گذاشت.

همسر افسانه مصطفی شایسته است که در سال 1337 در تهران متولد شد و فعالیت در سینما را از سال 1367 با فیلم «روز با شکوه» به کارگردانی کیانوش عیاری آغاز کرد و سپس با ساخت فیلم «مادر» به کارگردانی علی حاتمی و ساخت و توزیع ده‌ها فیلم سینمایی ایرانی با کارگردان‌های مختلف سینمای ایران به فعالیت خود ادامه داد. این زوج صاحب پسری به نام امیرعلی هستند که در ایالت میشیگان زندگی می‌کند.

او در کنار بازیگری، طراحی صحنه و لباس را هم در فیلم «شکوه بازگشت» تجربه کرده‌است.

افسانه بایگان در سال 1355 به عنوان مقام دوم دختر شایسته ایران برگزیده شد.

گفتگو با افسانه بایگان

 از ایشان بسیار آموختم. هنوز هم به جوان‌هایی که می‌آیند و سوال می‌کنند که چگونه می‌توان بازیگر ماندگاری بود و از تکنیک‌های درست بازیگری می‌پرسند، می‌گویم: امثال من از علی نصیریان‌ها یاد گرفتیم و به‌خصوص خود علی نصیریان، شما هم باید توجه به اساتید این هنر داشته باشید."

 

افسانه بایگان چگونه بازیگر شد؟

یازده ساله بود که برای نخستین مرتبه، تجربه نقش آفرینی مقابل دوربین سینما را با بازی در فیلم کوتاه «بوق» تجربه کرد. هشت سال بعد از آن تاریخ، دختری 19 ساله با شاه نقشی در سریال «سربداران» از قاب تلویزیون به مردم معرفی شد که خیلی زود جای خود رادر دنیای تصویر و توجه مخاطبان باز کرد.

این بازیگر افسانه بایگان نام داشت. بانوی هنرمندی که نه تنها حضور وی در آثار سینمایی، گیشه را از مخاطبان پر می‌کرد که از نگاه داوران جشنواره فیلم فجر نیز سه بار کاندید دریافت سیمرغ بلورین شد.

در ابتدای گفت‌وگو برگردیم به سال‌ها قبل، به گذشته‌ای که افسانه بایگان در آن 11 ساله بود و برای اولین مرتبه مقابل دوربین ایستاد و بازیگری را تجربه کرد. از این‌که چگونه در آن سن و سال به پروژه سینمایی «بوق» پیوستید بگویید؟
افسانه بایگان: خانواده‌ام مرا در کلاس‌های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوان ثبت نام کرده بودند و من در فعالیت‌های مختلف آن مرکز شرکت داشتم. وقتی قرار شد این فیلم ساخته شود، از میان بچه‌هایی که در آن مرکز فرهنگی حضور داشتند من برای ایفای آن نقش انتخاب شدم.

نقشی که در آن فیلم بازی کردید چه بود و چه دنیای داشت؟
افسانه بایگان: قصه فیلم، داستان چند بچه بود. کودکان بازیگوش یک محله که با دوچرخه‌های خود در کوچه‌ها می‌چرخیدند و مدام بوق می‌زدند و با این بوق زدن‌های خود، پیرمردی که ساکن یکی از خانه‌های آن محل بود، عاصی و بی‌خواب کرده بودند.

 طوری که او با عصبانیت دوچرخه‌های آن‌ها را گرفته و در حیاط خانه‌اش نگه داشته بود. بچه‌ها که دوچرخه‌های خود را از دست داده بودند برای بازپس گرفتن آنها با خود تصمیم گرفتند که هدیه‌ای برای پیرمرد تهیه‌کنند تا با این روش، بتوانند دوچرخه‌هایشان را از وی بگیرند.

سه بچه در این فیلم محور قصه بودند که یکی از آن‌ها من بودم. دو نقش دیگر را پسر فریدون مشیری و دختر منصور مشیری بازی می‌کردند. این سه مغز متفکر گروه (خنده) هدیه را تهیه کردند و در نهایت هم دست من دادند تا به پیرمرد بدهم و دوچرخه‌ها را تحویل بگیرم، من نیز همین کار را کردم.

 در فیلم دوچرخه‌ها را که پس گرفتم و دور شدیم. پیرمرد هدیه را باز می‌کند و می‌بیند، کادویش یک «بوق» است (خنده) و فیلم با صدای بوق زدن‌های بچه‌ها که در کوچه‌ها بازی می‌کردند به اتمام رسید.

این بازی کودکانه در فیلم کوتاه بوق، نخستین تجربه بازیگری شما بود، بعد از آن چگونه شد که مسیر بازیگری را ادامه دادید؟
افسانه بایگان: خودم هم راز این ماجرا را نمی‌دانم. دختر عموی پدرم،از کودکی روی صحنه بازیگری کرد. دختر مرحوم فضل‌اله بایگان را می‌گویم. یک روز که با هم درمورد این‌که چه شد وارد دنیای سینما و تصویر شدم، صحبت می‌کردیم. ایشان که مرسده نام دارند معتقدبود مسیر سینما و تئاتر مرا صدا زده است. واقعا هیچ دلیل دیگری نمی‌تواند داشته باشد.

 زیرا بعد از بازی در فیلم کوتاه «بوق»، سال‌ها به دور از تصویر، فیلم و سینما در حال زندگی بودم و دور از این فضاها قرار داشتم تا این‌که دو مرتبه در 19 سالگی باز اتفاق «سربداران» پیش آمد و دوباره به دنیای بازیگری برگشتم این بار دیگر انگار این راه برایم رقم زده شده بود. این مسیر به دنبال من آمد و به واقع من به دنبال بازیگری نبودم.

البته دنیای توجه‌ها از شما دور نبود. قبل از 19 سالگی و ورود به دنیای بازیگری در فضای حرفه‌ای سریال «سربداران» یک بار به عنوان دختر شایسته ایران انتخاب شدید؟
افسانه بایگان: بله. این انتخاب از آن دست اتفاقات بود که در آن زندگی یک نفر را به سمت شهرت و دوربین صدا می‌زند. انگار ماموریتی برایم بود که در مقاطع زندگی‌ام، به این شکل در دنیای تصویر حضور داشته باشم.

 این‌که چه شد به عنوان دختر شایسته انتخاب شدم، باید بگویم مادرم به این موضوع علاقه‌مند بود. خودشان رفته بودند و عکس مرا به انستیتوی انتخاب دختران شایسته داده بودند. آن زمان اگر اشتباه نکنم از میان 36 هزار شرکت کننده انتخاب شدم.

یعنی در انتخاب اول بین آن تعداد 160 نفر برگزیده شدند که من هم بودم در ادامه این رقم از 160 به 60 نفر رسید و بعد 20 نفر و در نهایت نیز از میان آن 20 نفر، من دوم شدم. مقام اول نبودم. این انتخاب را از اتفاقات زندگی‌ام می‌دانم. همیشه خواست الهی را در جریان اتفاقات زندگی‌ام دیده‌ام.

زیرا خودم هیچ‌گونه اصراری برای این‌که برگزیده این انتخاب‌ها شوم، نداشتم. از سوی دیگر وقتی با یک شاه نقش وارد عرصه بازیگری حرفه‌ای شدم، مطمئن بودم که خواستی بزرگ‌تر از خواست من در گام برداشتن‌هایم دراین مسیر وجود دارد که تقدیر مرا رقم می‌زند.

اشاره‌ای به نقش خود در سریال «سربداران » داشتید. نقش «ترکان بانو» بازیگری در فضایی حرفه‌ای در اولین حضور حرفه‌ای خود در کنار بازیگرانی چون علی نصیریان و در مقابل ایشان بازی کردن، به نظر تجربه آسانی نبود
افسانه بایگان: در شهریور ماه سال 1360، وقتی برای بازی در سریال «سربداران» انتخاب شدم. محمدعلی نجفی –کارگردان– به من گفتند: «باید با گروه همسفر شوی زیرا دو سال است همه بازیگران این سریال انتخاب شده‌اند و در پیش تولید هستیم ولی نقش ترکان‌بانو را دراین مدت انتخاب نکرده بودیم.

 الان هم به روزهای فیلمبرداری رسیده‌ایم و باید به لوکیشن ضبط برویم که شهر کاشان است. شما با ما همراه شو تا با کمک کیهان رهگذر برای این نقش تمرین کنی.‌

بعد از این صحبت‌ها، همراه گروه به شهر کاشان رفتیم و همان طور که گفتند، تمرین‌ها در کاشان انجام شد و من 25 روز بعد از آن صحبت‌ها، مقابل دوربین و علی نصیریان قرار گرفتم. حس و حال غریبی داشتم. خیلی می‌ترسیدیم.

 واقعا حضور مقابل ایشان در فضای بازیگری برای یک بچه، واقعا آن زمان یک بچه بودم، می‌توانست سخت و ترسناک باشد ولی آن روز و آن لحظات با رفتار حرفه‌ای علی نصیریان نه تنها ترسناک نبود که مثل یک کلاس درس گذشت. برخوردها به شکلی بود که من تازه‌کار اعتماد به نفس پیدا کردم. 

اولین لوکیشنی که مقابل دوربین قرار گرفتید کجا بود؟
افسانه بایگان: لوکیشن در سرچشمه باغ فین بود. ماه بالای سرمان بود. آب روان از کنارمان می‌گذشت. فضایی زیبا و به یاد ماندنی بود. آن شب از نگاه دیگران و از تعریف‌هایی که دیگران نسبت به نوع بازیگری‌ام عنوان کردند، متوجه شدم خیلی خوب بازی کرده‌ام. فقط یک خاطره عجیب از آن شب دارم.

چه خاطره‌ای؟
افسانه بایگان: وقتی از صحنه خارج شدم تا بعد از دو سه پلان خیلی مشکل کمی استراحت کنم، کاملا احساس کردم دارم بالای زمین راه می‌روم. انگار 20 سانت از زمین فاصله داشتم. این توضیح دادنی نیست.

 نمی‌دانم پایم را روی زمین می‌دیدم یا نه ولی اصلا روی زمین نبودم و این حس تا 15 قدم با من همراه بود. انگار انرژی خاصی رها شده بود، اتفاق خاصی افتاده بود. خیلی خوشحالم که اولین پلان زندگی‌ام را مقابل علی نصیریان بازی کردم.

 از ایشان بسیار آموختم. هنوز هم به جوان‌هایی که می‌آیند و سوال می‌کنند که چگونه می‌توان بازیگر ماندگاری بود و از تکنیک‌های درست بازیگری می‌پرسند، می‌گویم: امثال من از علی نصیریان‌ها یاد گرفتیم و به‌خصوص خود علی نصیریان، شما هم باید توجه به اساتید این هنر داشته باشید. در تمام این سال‌ها نشنیدم و ندیدم که علی نصیریان جایی نشسته باشد و در مورد مسائل حاشیه‌ای صحبت کرده باشد.

 عشق به بازیگری را در رفتار و منش این فرد می‌توان دید و آموخت. دو سال تمام، روزهای ساخت «سربداران» طول کشید و تمام وجودشان معطوف به کار بود. به معنای واقعی کلمه یک هنرمند سالم هستند؛ یک اسطوره، یک استاد.

فیلم‌شناسی افسانه بایگان
سینما
* نگار (رامبد جوان1394)
*  خبر خاصی نیست (1393)
*  پی 22 (1393)
* زن‌ها شگفت انگیزند (1389)
*  آدمکش (1389)
*  زمهریر (1388)
* آقای هفت رنگ (1387)
* چشمک (1387)
* سوپر استار (1387)
* در شهر خبری نیست، هست (1386)
* قرنطینه (منوچهر هادی 1385)
* کنعان (مانی حقیقی 1386)
*  محاکمه (ایرج قادری 1385)
* کافه ستاره (سامان مقدم 1383)
*  عشق شیشه‌ای (غلامرضا حیدرنژاد 1378 حضور افتخاری)
*  طوطیا (ایرج قادری 1377)
* جهان پهلوان تختی (بهروز افخمی 1376 حضور افتخاری)
*  بدلکاران (مهدی صباغ‌زاده 1376)
* پنجه در خاک (ایرج قادری 1376)
*  زخمی (کامران قدکچیان 1377)
*  شبیخون (جمشید آهنگرانی 1377)
*  مرد عوضی (محمدرضا هنرمند 1377)
* یاغی (جهانگیر جهانگیری 1376)
* نابخشوده (ایرج قادری 1375)
* خواهران غریب (کیومرث پوراحمد 1374)
* روز دیدنی (فرزین مهدی‌پور 1373)
*  مجازات (جهانگیر جهانگیری 1373)
* بدل (جهانگیر جهانگیری 1372)
*  آلما (اکبر صادقی 1371)
*  حمله خرچنگ‌ها (پرویز تأییدی 1371)
* خوش خیال (مهران تأییدی 1371)
* شکوه بازگشت (سیروس مقدم 1371 به علاوه طراح صحنه و لباس)
*  مریم و میتیل (فتحعلی اویسی 1371)
* اتل متل توتوله (محمد جعفری 1370)
*  شانس زندگی (شهریار پارسی‌پور 1370)
*  قرق (احمد هاشمی 1370)
* گرگ‌های گرسنه (سیروس مقدم 1370)
* دو فیلم با یک بلیط (داریوش فرهنگ 1369)
* آخرین مهلت (پرویز تأییدی 1368)
* شنگول و منگول (پرویز صبری 1368)
* فانی (افشین شرکت 1368)
* طوبی (خسرو ملکان 1367)
* گل مریم (حسن محمدزاده 1366)
* مکافات (منوچهر مصیری 1366)
*  بگذار زندگی کنم (شاپور قریب 1365)
*  تشکیلات (منوچهر مصیری 1365)
* حریم مهرورزی (ناصر غلامرضایی 1365)
* دبیرستان (اکبر صادقی 1365)
* گمشده (مهدی صباغ‌زاده 1364)

 
تلویزیونی
* پریا(1395)
* شوق پرواز(1391)
* سریال راه طولانی (1390)
* سریال وضعیت سفید (1388–1390)
* روز حسرت (سیروس مقدم (1387)
* سریال پیامک از دیار باقی

 


نظر

بیوگرافی کامل محسن افشانی
محسن افشانی در یازدهمین روز از فروردین ماه 1368 در روستای وانشان گلپایگان متولد شد. محسن افشانی کار خودش را با تئاتر شروع کرد. بازی در سریال ترانه مادری به همراه سیاوش خیرابی زمینه به شهرت رسیدن و شروع بازیگری محسن افشانی بود.

بیوگرافی محسن افشانی:

نام و نام خانوادگی: محسن افشانی
تاریخ تولد: 11 فروردین ماه 1368
محل تولد: وانشان گلپایگان
تحصیلات: مهندسی مکانیک با گرایش حرارت و سیالات در دانشگاه آزاد اسلامی (تهران مرکز)

محسن افشانی مجری بازیگر جوان کشورمان در یک خانواده 4 نفره بدنیا آمد پدر محسن افشانی در کار سازه های چوبی است و خواهر بزرگش سمیه دارای مدرک مترجمی زبان است و خود محسن افشانی هم در سال 84 موفق به اخذ تافل زبان شد.

 

محسن افشانی کار خودش را با تئاتر شروع کرد و علی مختارزاده که کارهای او را دیده بود از او برای بازی در یکی از آیتم های برنامه آستانه دعوت می کند و پس از آن مجری برنامه آستانه می شود و پس از آن برنامه های ما دو تا و سلام بهار و در شبکه جام‌جم هم برنامه زنده بوم سفید را اجرا کرد.

 

بازی در سریال ترانه مادری به همراه سیاوش خیرابی زمینه به شهرت رسیدن و شروع بازیگری محسن افشانی بود که با توجه به سن و سال کم تجربه چندین تهیه کنندگی و کارگردانی را در کارنامه هنری خودش دارد با هم کارنامه هنری محسن افشانی را مرور می کنیم.


برنامه های تلویزیونی محسن افشانی:

برنامه آستانه    
برنامه زنده “ما دوتا 11″    
برنامه زنده ” سلام بهار ”     
برنامه زنده “بوم سفید”    
برنامه زنده “ماه محبوب”    
برنامه “ایستگاه نوآوران”    
برنامه زنده? “پرواز1404 ”    
برنامه زنده? “دورخیز ”     

 

سریال های تلویزیونی محسن افشانی:

سریال کارگاهان    
سریال ترانه مادری    
سریال کلانتر    
سریال “شاید برای شما هم اتفاق بیفتد”    
سریال “از یاد رفته”     -     1388
سریال “دفتر خانه شماره13”    
سریال “شوق پرواز”    
سریال “ساختمان 85”    
سریال “شاید برای شما هم اتفاق بیفتد”    
سریال “شاید برای شما هم اتفاق بیفتد”    
سریال “سایه روشن”    
سریال “ستاره‌های سربی”    
سریال “شاید برای شما هم اتفاق بیفتد”    
سریال “پنجره”    
سریال “تقاطع”    
سریال “شاید برای شما هم اتفاق بیفتد”     
سریال بال های خیس    
سریال “هفت سین”    
سریال خط    
سریال کیفر    
سریال جاده چالوس    
سریال روبیک    

 

تله فیلم های محسن افشانی:

 تله فیلم ضامن    
 محله من    
 کرکس    
خانم سوپر استار    
ارژنگ و بردیا    
ماهی کوچولوها دعا می خوانند    
تله فیلم “برای دومین بار”    
تله فیلم “مرگ قهرمان رالی”    
تله فیلم “شانس یا…”    
تله فیلم “ارثیه حاج باقر خباز باشی”    
تله فیلم “دزدان غیر دریایی”    
تله فیلم “فردایی بهتر ”    
تهیه کننده تله فیلم “من خودمم”    
تهیه کننده فیلم کوتاه “کفش “    
تله فیلم “شهرام بهرام”    
تله فیلم کبریت سوخته    
تله فیلم “کبوتر جلد چنگوله”    
تله فیلم دره شیر‌های سنگی    
تله فیلم پینت بال    
فتله فیلم “پیام سوق”    
ایران بریزیلته    
تله فیلم ”  بیست رو از من نگیر”    
تله فیلم لغزش    
تله فیلم ” تاوان”    
تله  فیلم “سایبان“    

 

فیلم های سینمایی محسن افشانی:

فیلم”کیمیا و خاک”    
فیلم “گناهکاران”    
بازیگر، تهیه کننده و کارگردان فیلم “سه خط موازی”    
بازیگر، تهیه کننده و کارگردان فیلم”جواد و فرشته”      
 فیلم”بچه‌های لواسان”    
فیلم”خلیج ارتش”      
فیلم”شیر‌های سنگی”    
فیلم”همیشه سینما”    
فیلم”بیستو از من نگیر”    
فیلم”من کارگرم”    
فیلم کوتاه دچار    
فیلم خط ویژه    
فیلم یارستان    
فیلم ” آرزوهایت را به خاک نسپار”    
فیلم سینمایی “دربست”    
فیلم عشق شطرنجی    
فیلم “بچه نشو”    

 

مصاحبه با محسن افشانی:

. از چه زمانی وارد این عرصه شدید؟

محسن افشانی: چهار سال پیش با تئاتر شروع کردم، علی مختارزاده که دو تا از کارهای مرا دیده بود از برنامه آستانه تماس گرفت و برای بازی در یکی از آیتم‌ها، پس از یک ماه به من پیشنهاد اجرا داد، دیگه از همان جا پله‌پله رفتم جلو تا شدم مجری اول برنامه، پس از آن برنامه (مادوتا) و (سلام بهار) که قرار بود 90 تا برنامه روی آنتن برود که تنها 60 قسمت از آن پخش شد. در جام‌جم هم برنامه زنده (بوم سفید) را اجرا می‌کنم.

 

2. آقای محسن افشانی چطور برای این کار معرفی شدید؟

از دو سال پیش با محمد حمزه‌ای (دستیار کارگردان) آشنایی داشتم (قرار بود در کار دیگری همکاری کنیم اما از آنجا که کنکور داشتم، منتفی شد) تماس گرفتند برای این کار، البته پیش از این هم یک نقش کوچک در قسمت سوم سریال (کارآگاهان) به کارگردانی آقای لبخنده ایفا کردم.

 

3. محسن افشانی متولد چه سالی است؟

یازدهم فروردین ‌ماه سال 68.


4. چرا در رشته هنری شرکت نکردید؟

محسن افشانی: همه گفتند که بازیگری را به شکل آکادمیک و دانشگاهی پیگیری کن، اما خودم دوست ندارم. من عاشق مهندسی شیمی و مکانیک هستم.


5. با چه معدلی دیپلم گرفتید؟
 با معدل کل 14/18 دیپلم گرفتم.

6.  محسن افشانی قصد دارد تا کجا بازیگری را دنبال کند؟

حداکثر تا چهار یا پنج سال دیگر.

 

7. یعنی آنقدر این حرفه را برای خودت محدود کردید؟

محسن افشانی: نه! محدود نکردم، چون بازیگری جزء اهداف من در زندگی نبوده، همیشه دوست داشتم، مهندس شوم بازیگری از سرگرمی‌های جدی من به حساب می‌آید.

 

8. اجرا هم...؟

 اجرا که همیشه حکم بازی برایم داشته یک نوع شوخی و خاله بازی. شاید به این خاطر که ویژگی‌های یک مجری مثل بیان و شیوه اجرا را هیچوقت نداشته ام. همیشه جلوی دوربین بازی کردم چه در مقام مجری چه بازیگر.

 

9. پیش‌تر، کار با این گروه حرفه‌ای را تصور می‌کردید؟

افشانی: مثل خیلی‌ها این سوال برای خودم هم وجود دارد که چرا من انتخاب شدم؟ این انتخاب خیلی برایم عجیب بود، من از هیچ یک از استعدادهایم ناآگاه نبودم و می‌دانستم که می‌توانم خوب باشم، اما مدام فکر می‌کنم که چقدر زود و چقدر خوب در این جایگاه قرار گرفتم.

 

به هر حال انتخاب یک مجری برای چنین نقشی تا حدی سخت است، من بسیار از این اتفاق خوشحالم و تشکر می‌کنم که چنین فرصتی به من دادند.

 

10. چند تا خواهر و برادر دارید؟

محسن افشانی: تنها یک خواهر بزرگ‌تر دارم.

 

11. خانواده چقدر در این زمینه مشوقت هستند؟

من همیشه سپاسگزارشان هستم، در این مدت خیلی اذیت شدند نقش خانواده واقعا قابل ‌انکار نیست. شاید آن روزها که برای تئاتر می‌رفتم کارم را جدی نمی‌گرفتند، ولی از زمانی که اولین تصویر از من پخش شد جدی گرفتند و البته مطمئن.

 

12. بهترین بازیگر و بهترین مجری از نظر محسن افشانی؟

حامد بهداد و رضا رشیدپور.